تپشهای قلب در هفته 33

سلام پسرنازم.
خوبی عشق؟؟؟
انشالله که خوب باشی و سرحال.عزیز دلم دیشب من و بابایی گوشی پزشکی رو برداشتیم و دنبال آهنگ زندگی میگشتیم،آخه من تاحالا نتونسته بودم صدای قلبتو با گوشی پزشکی بشنوم!
ولی دیشب بابایی گوشی رو گذاشت رو دلم سمت راست شمکم و دیدم ناخودآگاه یه لبخند نااز رو لباش نقش بست و منم سریع گوشی رو از گوش بابا دراوردم و تو گوش خودم گذاشتم.......
نمیدونی چه لحظه ای بود،اون تو ،تو دلم صدای زندگی میومد،صدای تپشهای قلب تو!!
عزیز دلم خیلی لحظه ی نازی بود،منکه چشمامو بستم و فقط با صدای قلبت آرامش گرفتم ولی بابایی نذاشت چون میخواست خودش گوش کنه،امیررضا منو بابایی داشت دعوامون میشد سر تپشهای قلبت.
من به زور از بابایی میگرفتم و بابایی از من .
البته بابایی بهونه ی خوبه آورد و گفت میخوام تپشهای قلبشو بشمرم تا ببینم در یک دقیقه چقد میزنه،منم تایم گرفتم،133تا در یک دقیقه،خواستم از گوش بابایی دربیارم که گفت یه بار دیگه گوش کنم بعدمیدم،بازم همون 133تا بود البته شما تکون خوردی و جات تغییر کرد.حالا نوبت کن بود با صدای قلبت چه آرامشی گرفتم..........و همون طوری که داشتم به این صدای آرام بخش گوش میدادم خوابم برد آخه میدونی ساعت چند بود؟؟؟
3:07دقیقه بامداد و روی تخت دراز کشیده بودم.و میتونم بگم شاید 10دقیقه خوابیده بودم شایدم کمتر که با درد گوش از خواب بیدار شدم ،گوشی تو گوشم بود و گوشام بی حس شده بود از درد.
دوباره هم گوش دادم و بعد خوابیدم.
عزیزم شما با توجه به حرف دکتر در هفته 33 به سرمیبری و قلبت هم 133 تا در دقیقه میزد من خواستم این لحظه رو برات ثبت کنم ،البته بابایی گفت که این لحظه رو تو وبلاگ امیررضا ثبت کن

شیطون بلای من در پستهای قبلیم گفته بودم که می می هام و رونهای پام پر ترک شده و فقط شکمم سالم مونده ،ولی حالا باید بگم داره شکمم هم ترک میزنه،من تا الان اینهمه مراقب بودم و هرروز چرب میکردم ولی.......
اشکال نداره سلامتیت از همه مهم تره،و مهم اینه که من تموم تلاشمو کردم،البته بماند که دیروز چقد گریه کردم و بابایی هم بنده خدا کُپ کرده بود و گفت غصه ی چیو خوردی بعد بارداریت بهترین کرمها رو میخرم تا بشی مثه روز اولت،خوب اگه واقعا کرمی باشه که ترکها رو ببره که عالیه!
اینم از ترکهای بدنم

با امروز سه روز میشه که شما گل پسر کم تکون میخوری،روز اول خیلی نگرون شدم ،البته تکون میخوردی ولی مثه قبلا نبود دیروز هم همین طور و امروز هم تکونات کمه،البته همه جور تست رو انجام دادم و خیالم راحته،ولی خوب نگرونت بودم،حتما میخوابی،آخه باید استراحت کنی تا لحظه ی اومدن وزن نرمال داشته باشی.
عزیزکم آخه تا همین سه روز پیش اینقد تکون میخوردی که من با خودم میگفتم پسرم هر چی میخواد وزن بگیره با حرکتاش باز لاغر میشه،بس که فعالیت داشتی.
البته بازم برای راحت شدن خیال خودم میرم دکتر .
راستی پسرم ما تا چند روز دیگه میریم خونه ی خودمون،
دوست دارم خدا همیشه پشت و پناهت باشه




تپشهای قلب در هفته 33
